کتاب صوتي چين باستان

ناشر چاپي: انتشارات آوانامه
نويسنده : النور ج. هال
گوينده : اکرم پريمون
مترجم : مهدي حقيقت‌خواه
زمان : 5 ساعت و 42 دقيقه
سال چاپ :
قیمت:
10,000تومان

استفاده از فايل خريداري شده در اپليكيشن خوانا امكان‌پذير است. دانلود رايگان اپليكيشن خوانا:

معرفی کتاب صوتي چين باستان

کتاب صوتي چين باستان اثر النور ج. هال از مجموعه تاريخ جهان، اين کشور را از زمان‌ تأسيس‌ نخستين‌ دودمان‌ها بررسي‌ مي‌کند و در کنار رخدادهاي‌ سياسي‌، به‌ دستاوردهاي‌ علمي‌، ادبي‌ و هنري‌ اين‌ دوره‌ نيز مي‌پردازد. آشنايي‌ با چين‌ باستان‌ از اين‌ جهت‌ نيز اهميت‌ دارد که‌ به‌ درک‌ چين‌ امروزي‌ کمک‌ مي‌کند. چين باستان (Ancient chinese dynasties) تمدني بسيار قديمي است، پيشينه اين تمدن به بيش از هفت هزار سال پيش مي‌رسد. تمدن چين يکي از قديمي‌ترين تمدن‌هاي موجود و ادامه‌دار تاريخ بشريت است. نخستين تمدن‌هاي چين در حاشيه‌ي رودهاي يانگ تسه و رود زرد شکل گرفت. يافته‌هاي مربوط به 5000 سال پيش از ميلاد، نشان مي‌دهد که انسان‌هايي در دره يانگ تسه ساکن شده و به کشاورزي پرداخته‌اند. آن‌ها آبادي‌هايي را پديد آوردند و برنج کاري را توسعه دادند، اما در دره رود زرد «خوانگ خه» ارزن کاشته مي‌شد، زيرا هواي شمال چين براي کشت برنج بسيار سرد بود. در اين منطقه فرهنگي سر برآورد که آن را به افتخار روستايي از استان خي نن، فرهنگ يانگ شائو ناميده‌اند زيرا در سال 1921 ميلادي، بقاياي سکونت انسان‌ها در اين منطقه به دست آمد. دوران اوج و شکوفايي اين فرهنگ بين سال‌هاي 5000 تا 3000 پيش از ميلاد بود. در اواسط قرن بيستم، باستان‌شناسان روستاي 6000 ساله بانپو را از زير خاک بيرون آوردند. در اين منطقه، پايه‌هاي تعداد زيادي ساختمان، محل‌هاي روشن کردن آتش، انبارهاي مواد غذايي، ظروف سفالي و چندين گور حاوي اسکلت شناسايي شد. وجود ساختمان عمومي مدوري که خانه‌هاي مسکوني در اطراف آن قرار داشتند نيز حاکي از آن بود که زندگي گروهي - اجتماعي سازمان يافته‌اي در اين منطقه وجود داشته‌ است. طغيان‌هاي عظيم دو رود يانگ تسه و خوانگ خه، تمدن‌هاي باستاني چين را از بين برد. در چين‌ باستان‌، رهبري‌ با زور مشخص‌ مي‌شد. طايفه‌هاي‌ قدرتمند بر سر تسلط‌ بر قلمروهاي‌ گسترده‌ با هم‌ رقابت‌ مي‌کردند. طايفه‌هاي‌ شکستخورده‌ دولت‌هاي‌ زيردستي‌ مي‌شدند که‌ نقششان‌ پشتيباني‌ از طايفه‌ پيروزمند از راه‌ پرداخت‌ خراج‌ و تأمين‌ کارگر و سرباز براي‌ خدمت‌ به‌ فاتحانشان‌ بود. طايفه‌هاي پيروزمند غالبا دودمان‌هايي را برپا مي‌داشتند؛ اصطلاح دودمان (يا سلسله) به اين معناست که فرمانروايي به‌طور موروثي از پدر به پسر يا به فردي از همان خاندان منتقل مي‌شد. با آن که دودمان فرمانروا قدرت برتر بود، اما دولت‌هاي زيردست، مادامي که فرمانبردار باقي مي‌ماندند، اجازه داشتند هويت خود را حفظ کنند. نتيجه مجموعه‌اي از دولت‌هاي نيمه‌مستقل بود که يک دودمان مقتدر بر آن‌ها تسلط داشت.