كتاب صوتي پرنده طلايي

ناشر: انتشارات آوارسا
دسترسی
در زمان‌هاي دور پادشاهي تو قصر بزرگي زندگي ميکرد، پشتِ قصر باغ خيلي زيبايي بود که توي اون يه درخت با سيب هاي طلايي وجود داشت . وقتي که سيب‌ها رسيده و براي چيدن آماده ميشدند، سربازان اونا رو مي‌شمردند. يک روز يکي از اون سيب‌ها گم شد، پادشاه عصباني شد و گفت: هر شب يک نفر بايد مواظب درخت باشه و کشيک وايسته. پادشاه سه تا پسر داشت، اون بزرگترين پسرش رو فرستاد تا مواظب درخت باشه. پسرش هم رفت تا نگه‌بانيِ بده. اون تا نيمه هاي شب بيدار موند ولي ديگه کم کم خوابش گرفت .تصميم گرفت تا کمي بخوابه و دوباره به نگهباني ش ادامه بده..اون خوابيد …اما وقتي چشم‌هاش رو باز کرد فهميد که صبح شده .با عجله به سمت درخت سيب رفت و با تعجب ديد دوباره يکي از سيب ها گم شده.
نويسنده برادران گريم
مترجم محمد طالشيان
گوينده محمد قدم‌پور مقدم، علطفه مولايي، محمدرضا ذبيحي، محمد طالشيان
زمان 22 دقيقه
سال چاپ 1396
شابك2500110105926